عبدالله مستوفى
473
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
هم بود كه كمتر از يك روز كار داشت . بطوريكه از حاصل كار اين دو دسته مهندس روزى يك ده از كار درميآمد . از يكى از مهندسين كه اسمش غلامحسين خان و پسر بناى قمى و جوان زحمتكش و چيز فهمى بود ، خواهش كردم با زنجير فاصلهء دو نقطهء ثابت را پيموده و بنقطهء ثابت ديگرى زاويه گرفت كه قاعدهاى براى مثلثات بعدى داشته باشيم . هر روز با گرفتن يكى دو زاويه بمركزى مانند گنبد امامزاده كه در دهات زياد است ، پيش برود تا اگر در عمليات نقشه بردارى بجزو تقريب و مسامحهاى پيشآمد كرده باشد ، بوسيلهء اين عمل مطمئن اصلاح و تصحيح شود كه در نتيجه نقشهء جغرافيائى صحيحى هم بتوان از ايالت تهران ترتيب داد . نقشهء يك ده كه از كار درميآمد ، بعد از مساحت با پلانى متر سطح اراضى تعيين ميگشت . مقنى آب را سنگ كرده ، مميز هم استعداد جنس زمين را تشخيص ميداد و از آنرو استعداد آب و خاك معين ميگشت . صيفىهاى معمولى محل هم باندازهء آب در هر ده البته با تسامح عادلانه برآورد شده ، سؤالات از مالك هم به عمل آمده و مميز از روى بصيرت ميتوانست در آنها اظهار عقيده كند . از نيمهء ثور تا اول سرطان چهل و پنج روز در ورامين مانديم ، خودم هر روز با يك دسته از مهندسين بيرون ميرفتم ، گاهى كه يكى از دو نفر مشغول ترسيم نقشههاى برداشته شده بود ، شغل مهندسى دورهگرد را كفالت ميكردم . در اين چهل و پنج روزه سه دفعه مركز عمليات را عوض كرديم . كهريزك مندكان و خليفهآباد و يوسفآباد كمانكش و شور قاضى و ابراهيمآباد و آفرين و چندين ده ديگر را در مركز كهريزك تمام كرديم . از اينجا بمحمودآباد نو رفتيم ، آنجا مركز دومى عمليات ما شد . از يك طرف كار را بكارهائى كه در كهريزك كرده بوديم وصل كرده و از طرف ديگر تا نزديكى فتحآباد جنب امامزاده جعفر كه مركز سوم عمليات ما گرديد ، كار را پيش برديم . در اين مركز سوم ، باغات امامزاده جعفر و دو رديف دهات دور فتحآباد را نقشهبردارى كرده از يك طرف به كارهاى سابق وصل نموده و از دو طرف ديگر هم مقدارى پيش رفتيم . شب اول سرطان 1294 كه بتهران برگشتيم ، چهل و پنج قريه پشت سر هم نقشه بردارى و مميزى شده و حاصل اين مميزى بده هزار تومان نقد و در حدود دويست خروار جنس فائدهء ساليانهء دولت شده بود . مالكين هم هيچيك اعتراض نمىتوانستند بر اين طرز عمل بكنند زيرا رعايت سن خوارگى هم كه تقريبا يكسال در ميان است به عمل آمده بود . روزى كه بهيئت وزرا براى گزارش شفاهى رفتم ، برئيس الوزراء گفتم در ورامين بواسطه گرماى هوا ديگر نميشود كار كنيم ، اجازه بدهيد تابستان را در دماوند برويم ، تصويب كرد ، چند روزى براى استراحت در تهران مانده هيئت را بدماوند بده اوره بالاى قصبهء دماوند بردم و آنجا مشغول كار شديم . عمليات مميزى در دماوند در دماوند كار دقيقتر بود زيرا در اينجا ديگر آب فراوان و ملاك عمل فقط مساحت زمين و زمين هم بعضى اراضى مزروع و برخى باغ قيسى بود كه هر قطعه را بايد عليحده نقشهبردارى و ميزان